مرغ در بالا پران و سايه اش.....

آيا گاهشمار موسيقی ايران در كار شمارش معكوس است؟آيا كاروان و موسيقي ايراني ملول و از نفس افتاده، در مسيري كمانك وار،از خير رسيدن به مقصد گذشته ودر حركتي رو به عقب،آهنگ بازگشت كرده است ؟! و آيا كاروانيان خوشخيال، فريفته توهمي غم انگيز،دل خوش اند و راضي ،به اينكه ...مبدا را ، مقصد بپندارند و گذشته را ،آينده انگارند ؟
و اگر جز اين است،چگونه ميشود كه امروز،پس از دو دهه و اندي ،مخاطبان آن و در ميانشان بيست و چند ساله ها و بويژه آنها-هنوز كه هنوز است، اگر اقبال و استقبالي به كارها و آهنگها وخوانندگان پس از انقلاب نشان مي دهند،بخاطرميزان شباهت هايشان است با كارها و خوانندان قبل از ۵۷!
در مثالي روشن تر اگر امروز،امثال (( محمد اصفهاني )) را مي پسندند و ارج ميگذارند، بيشتر بجهت وجود شباهت هاي انكار ناپذيري است ،كه بين رنگ ، آهنگ و حالت صداي ايشان وجود دارد،با مثلا (( ستار ))، (( ابي )) و.....و يا مثلا دوباره شنيدن آن غلت و واغلت ها و آن زنگ و لرزه هاست،كه ويژگي آوائي خوانندگان نسل قبل محسوب ميشوند !
همينجا بگويم كه..‚مباد ... ! و مبادا...! كه اين (( نظر )) به هيچ روي به مثابه (( كم انگاري و كوچك و ناچيز شمردن )) توانائي هاي خوانندگان جديد و نو آمده گان عرصه موسيقي در ايران تلقي و معنا شود!...هرچند كه ...هر چه كه در كارهاي خوانندگان و آهنگسازان جديد ،بيشتر بدنبال ردي و اثري از (( اريژيناليته )) و يا شيوه و بيان و حالت شخصي مي گرديم ،....كمتر نكته و مورد دندانگير و قابل اعتنائي مي يابيم!!
وگر نه...! آخر به كدام دليل و منطق هنري و هنرمندانه، ما، شاهد و شنونده ي ، تلاش فراوان خوانندگان امروزي بايد باشيم، در باز آوري و باز خواني آن ظرافت ها و پيچش ها ؟!
تلاش غم انگيز خواننده جواني براي تبديل شدن به كپي هنرمندي از نسل قبل !!!! تلاشي كه گاه آنچنان با موفقيت همراه است كه خواننده امروزي ما را به سايه اي كمرنگ و كپي بدل از اصلي مبدل ميسازد !كه حد اكثر و تمامي پاداشش اين است كه نام و ياد ((‌ديگري )) --تو بخوان (( ابي و ستار و داريوش ))، را در دل ها و خاطره ها زنده كند و غيبت شان را به رخ بكشد و ملموس تر كند !!!
و غم انگيز تر اينكه ،مخاطبان نيز ،انگار در اين رويكرد به (( گذشته )) با هنرمندان (( كنوني )) دست به يكي كرده اند باد به بادبان اين زورق سرگشته ي رو ي به بازگشت مياندازند! ...آنهم از اين طريق كه ...(( اصل )) ها را بيشتر دوست ميدارند و اعتباري اگر ميبخشند ،ملاك داوري شان غالبا ،همان ميزان شباهت (( كپي )) هاست، به (( اصل )) ها !!!
دريغا كه در اين مسابقه ويرانگر (( دويدن بسوي ديروز )) ، گروه ديگر و همپايان و دوندگان تيم همسايه ،يعني (( دست اندر كاران موسيقي سنتي )) ،بيكار نيستند و سخت در تلاش اند تا به هر شيوه و ترفند....دانسته و ندانسته ....خواسته و نا خواسته ....بخش سنتي و اصيل موسيفي اين سرزمين را ،...به ديروز پرتاب كنند!!
و...اين موضوع يادداشت بعدي من است .....

/ 0 نظر / 10 بازدید