نامه به مدعی!

با اجازه پیشکسوت ها ...

ترجمه یادداشت سرسری تان  که در کمال دقت..... !! بی نظری..... !! و مهمتر از همه بسیار موشکافانه و فنی نوشته شده است را... برای آن گروه از جوانان کنجکاو و علاقمند که  مایل به درک و دریافت معانی پنهان... در لابلای سطور اینگونه تصفیه حساب های هنری هستند... در یکی دو جمله تقدیم می کنم:
. تصفیه حساب هائی نظیر همین مثلا نقد بی نظر دلسوزانه !!((

تراوش شده از قلم  لابی ایست ها  و در ژانر پر افتخار و مفید نوچه نویسی!!)

و اما ترجمه مقاله شما :

آقای ذوالفنون بسیار بیجا کرده  که این اواخر در چند مورد به محضر استاد شجریان اسائه ادب کرده است!
این پنبه زنی خفیف را فعلا داشته یاشد تا هم حساب کار دست خودش بیاید و هم دیگران عبرت بگیرند وحواسشان را جمع کنند و دست ار بازی با دم شیر بردارند!

وگرنه با ایشان هم همان معامله ای را خواهیم کرد که با کار جدید استاد ذوالفنون کردیم....یعنی از اول تا آخر نوار در هر کدام از کارها یک عیب و ایرادی می گذاریم...

و در این ایراد یابی خود تا آنجا پیش می رویم که حرفها و فرمایشات حودمان را نیز فراموش می کنیم.....
مثلا یادمان میرود که گفته بودیم ((   قطعات حالاتی نسبتا متفاوت از موسیقی اصیل ایرانی را داراست....)) و چند سطر پائین تر می نویسیم ((  در تصنیف چهارم نیز هیچ نشانه ای از نو آوری دیده نمی شود ....!!!))
کلمه (( نیز)) در این جمله دم خروسی است که.....در جای جای این یادداشت رویت میشود....و باز مثلا : ((به طور کلی سه تار در این آلبوم سعی میکند زیاد سه تار نباشد ! ))  بی آنکه حضرت نویسنده آوردن دلیل و توضیحی را ضروری بداند!
که الیته تعجبی هم ندارد !

شما هم وقتی این چند جمله ای  که بنده از متن نقل می کنم را دوباره و با دقت بخوانید در خواهید یافت که ایشان اساسا و از بیخ نه موسیقی نویس است و نه نقد نویس!.....میخواهد درس و وگوشمالی بدهد...

با هم بخوانیم...

....  گوشه کنایه هایی است که بر فضای موسیقی ایرانی از دیدگاه استاد ذوالفنون روانه!!!! شده است .
......سه تار در راهبرد گیتار!!!!! عمل میکند و ملودیهایی مشابه آنرا !!!!می نوازد

((هرچه فکر کردم نفهمیدم  راهبرد گیتار!! و ملودی های مشابه آن !!!! یعنی چه؟

..... این تصنیف از آن جمله تصنیفهایی است که خواننده به دنبال شعر می دود و به زور قصد جفت و جور کردن آهنگ و شعر را دارد که نهایت به آن نمی رسد و مسابقه را می بازد!!!!!!!!
...... سه تار تا حدی به روزگار وصل خویش!!!!! برمیگردد و صدایی حقیقی از آن بر می خیزد و به سادگی!!!!! دستگاه شور را می توان شنید !!!!

(( یعنی مواردی  هم وجود دارد که  سه تار  تا حدی !! به روزگار وصل خویش بر نمی گردد و صدائی حقیقی از آن بر نمی خیزد!! و در نتیجه به سادگی دستگاه شور را نمی توان شنید!!
...... در ارائه سبکهای دشتی و بیات کرد!! و یا به اصطلاح عامیانه تر ، نوحه سرایی وسوگنامه ، توانایی ها....!!

ما را یگو که تا به این لحظه نمی دانستیم رمانتیسم و امپرسیونیسم جزو مایه های موسیقی ایرانی هستند و در حقیقت دشتی و بیات کرد  سبک!! هستند!!

..... آواز فلاحتی نیز در بین آن دلنشین نمایانده!!!! است.

......بسیارمایل بودم این اثر را به تمجید  تحسین بگیرم  !!! و علاقه ای را که شخصا

به خوانندگان جوان که فلاحتی از آن جمله است به سایرین برسانم.!!!!!


و در انتهای کار نویسنده !! محترم علاقه اش را بجای فلاحتی به ما خوانندگان جوان رسانیده است و در نهایت شرافت و جوانمردی بخش عمده ای از آلیوم سیم آخر  را  جهت استفاده عموم برای دانلود در اختیار همگان گزارده است!!!!

در اینمورد اخیر بیاد همگی می آورم آن هیاهو و جنجال و آه و فغانی که براه افتاد و براه انداختند لابی کاران و طرفداران استاد شجریان پس از آنکه کسی بی اخلاقی کرده بود و(( آه باران))  را برای دانلود در اختیار همگان گذاشته یود!

اخلاق ظاهرا چیز خوب و مفیدی است اما  نه برای همه!!

و اما حرف آخر....

بنده که پیشاپیش تکلیف ام روشن است...مزدور مواجب بگیر رژیم هستم و دشمن

قسم خورده موسیقی مظلوم ایرانی و خوانندگان محروم و مبارز این موسیقی!

قلم به مزد معاندی که میخواهد با سمپاشی و جو ساری از ارزش سی سال مبارزات بی امان سیاسی و اعتراضات مداوم و پیگیر و بدون وقفه بعضی از خوانندگان و هواداران هنرمندشان بکاهد....
 و حاصل بیست و هفت سال مرغ سحر خوانی لاینقطع و اعتراض شجاعانه به رادیو درمورد پخش کار آفای لطفی و ایتهاج( ببخشید آقای شجریان)را کم ارزش جلوه داده  و این اقدام را معمولی تر از کارهای بعضی جوانها که می خوانند و می نالند و میمیرند....وانمود کنم.

باری....

بنده که به جهنم و درک....

با شما اهل  بیداد می گویم....

 این را دیگر حتی قلم بمزد هائی خامدست تر و آماتور و ناشی تر از من هم دیگر

حالیشان شده که برای لابی کردن و باد به بادبان بزرگان انداختن نیازی به خوار و

خفیف کردن دیگران نیست!

همین که در مورد کنسرت هنوز برگزار نشده بر طبل بکوبیم و جار بزنیم که ...به به

چه شب باشکوهی خواهد شد این شب و چه کنسرت بی نظیری اجرا خواهند کرد و

 ...چه و چه.... ها.....

کافیست و عمل می کند...!!

دیگر نیازی به نسق گیری و گوشمالی دادن به آنها که جسارتا به ابروی بالای چشم اساتید سهوا  اشاره ای کرده اند نیست!

برای امروز کافیست...

اگر جسارت و مروت درج کردن و عمومی کردن این مطلب را داشتید...باز با شما حرف و حدیث ها خواهم داشت...

و اگر هم که در گوشتان را گرفتید ...که...  آنوقت بنده ناگزیرم گفتگو را از حیاط خلوت شما به کوچه و بر سر بازار بیاورم!!

دادتان  مدام...و بیدادتان مستدام

/ 0 نظر / 6 بازدید