چيدن درويش نارس ،از نهال حيرت !

از اوهام ،نخست، (( نهال حيرت )) را شنيدم ! چيزي حدود دو سال پيش ! وآن را تجربه ي جديدي يافتم در حوزه موسيقي (( بدلراك )) تهراني ! ميگويم تهراني و عمدا ميگويم چون شرائط ، مقدمات و لوازم پيدايش چنين تجربه ها و چنين كارهايي در آن موقع و شايد تا همين حالا هم در شهرستانها ، امري بعيد بنظر مي رسيد و از طرف ديگر، به گمان من ، پرورش ذهن و پديد آمدن جواني كه در افق ديدش ، چنين چشم اندازي وجود داشته باشد ، با توجه به اوضاع موسيقي راك و پاپ در شهرستانها ،نيازمند معجزه اي و بر آمدن موجودي استثنائي در فضاي غير تهراني مي بود !
نهال حيرت به دل مي نشست و ميشد وهنوز هم ميشود آن را در فاصله هاي دور از يكديگر با رغبت شنيد ! كپي موفقي بود و هست ! كه با جسارت راه خود را از شيوه مرسوم پاپ نوازي هاي قديم و جديد جدا مي كرد !
بخصوص ، توالي آكورد ها ، راه خود را بوضوح از الگوهاي سي چهل سال اخير در پاپخواني ها ،جدا كرده بود !(( آكورد يعني آواي همزمان چند نت موسيقي كه در نت نويسي عمودي روي هم مينويسند وهر نت ، طبق اصول مشخصي ، رابطه اي تعريف شده و دقيق با نت هاي بالا و پايين خود دارد ...آكورد را مي تواند يك ساز ( مثلا گيتار يا پيانو ) بنوازد و يا يك اركستر بزرگ . نقش آكورد در قطعاتي كه در آنها خواننده و يا ساز، نقش تكخوان ويا تكنواز بر عهده دارد ، ايجاد نوعي بستر صوتي در ضمن حمايت و تقويت خط ملودي ست كه خواننده مي خواند )) !
در نهال... موسيقي و سازها گرچه كه بروشني خام و عجولانه و پر هياهو مي نوازند ،...اما شور و حال و صداقت نوازندگان در بيان حس خود ، بسياري كاستي ها را در پسزمينه قرار مي دهد !
بارز ترين ويژگي اين كار اما دو پاره گي ماهوي آن است ، يعني ، موسيقي و شعر هركدام از سياره اي آمده اند و گوئي به اجبار ، تن به نوعي توافق داده اند كه در اين توافق ، بازنده مطلق كلام است !! و اين بازندگي و اين به چيزي گرفته نشدن و چرخ پنجم كالسكه بودن در تمامي كارهاي اوهام ، شناسنامه كلام و شعر است !
مثالي بزنيم و مقايسه اي بكنيم .. در شعر يا ترانه و يا اساسا كلام زبان انگليسي ، تاكيد هاي آوائي و يا به قول اهلش ، اين تنيشن هاي فونه تيكي ، يا ابدا تاثيري در فهم و درك معني شعر ندارد ، يا اگر هم چنين چيزي را بتوان يافت به هنگام رسيتاسيون است ، همانكه ما با كمي سهو و توسع ، دكلمه اش !! مي گوئيم به هنگام رسيتاسيون ، البته تا حدودي چنين تاید هائی شنيده ميشود ولي آن هم تاثيري در درك مخاطب و ايجاد رابطه ساختاري و معنائي بين كلمات شعر ندارد )) و خلاصه اينكه خواننده و آهنگساز مي تواند متن خود را به هر شكلي كه خلاقيت اش مي طلبد ، آهنگين كند !!! عيني تر بگوئيم در عبارت don,t break my haerd شما مي توانيد هر طور كه دلتان مي خواهد هريك از كلمات را بالا و پايين ببريد ! شنونده در مي يابد كه ماجرا چيست ، البته بديهي ست كه ايجاد فضاهاي موزيكالي كه انواع احساسات شاد ي و يا تلخي و حسرت و دريغ و خواهش ، در گرو توان آهنگساز و ميل اوست !
اما..........
اما در زبان و شعر فارسي ، در شعر خواني ساده حتي عبارت مشكن دل مرا و يا مشكن دلم را را ميتوان با سه و يا دو نوع تاكيد ادا كرد كه حاصل آن سه معناي مختلف است !و بنا بر اين در تركيب اين كلام با آوا ، يا بايد با ظرافت و چربدستي و مهارت اي تلفيق را صورت داد و يا قيد كلام و معناي آن را از بيخ و بن زد ! كه حاصل آن ميشود كارهاي گروه اوهام !!

ادامه دارد....

/ 2 نظر / 9 بازدید
داداش كوچيكه

سلام تکنواز عزيز . من خيلی وقت بود سر نزده بودم اين مطلب آخرت هم به ريختش ميخوره جالب باشه مثل هميشه.اين روزها يه چند تا مطلب جديد نوشتم ولی هنوز تو وبلاگ نزدم اميدوارم که باز سر بزنی.آقا تکنوازی.

گنج سو خته

سلام ...محمد عزیز........برایت ایمیل زدم ولی جوابی ندادی......امیدوارم از من دلگیر نباشی........هو مدد