ميوه هاي نارس نهال حيرت در كشكول درويش !

بارز ترين وجه عدم توفيق و مهمترين نقطه ضعف درويش ، چگونگي تركيب و تلفيق شعر است با موسيقي ! جلوه هاي اين تلاش ناموفق را در بيان و اداي رپ گونه و سريع كلمات و جابجائي مصوت هاي كوتاه و بلند و... مي توان شنيد .چنانكه شنونده اين دريافت رت دارد ، كه يا كسي كه غزل حافظ را مي خواند يا فرنگي ست و فارسي نميداند ..و يا اينكه بهنگام اداي عبارات ،فقط كالبد كلمات را و آوا ها و هجا ها را همچون حروفي فاقد معني مشخص ، تلفظ مي كند ..!
طوري كه انگار بجاي ابيات حافظ ، هر جمله ديگري را نيز ميتوان بر اين موسيقي قرار داد ! و در واقع ، بي توجهي و سهل انگاري كه در نهال.. آغاز شده بود ، در درويش ، به انكار مطلق نقش ومعناي شعر تبديل ميشود . به گونه اي كه در درويش نه فقط ابيات حا فظ در نقش بلا گردان موسيقي و چرخ پنجم كالسكه ظاهر مي شوند بلكه در ارزيابي نهائي ،يكي از زيبا ترين غزل هاي تاريخ ادبيات ما در مذبح اهنگي متوسط ،بدست بدلراك نوازاني تازه كار قرباني مي شود !

به ديگر نكات اين كار به اجمال اشاره مي كنم و مي گذرم :

گروه اوهام و درويش اش كجائي اند ؟ ايراني ؟ آسيائي ؟ فرنگي ؟ اين را از آن جهت مي پرسم كه كارهاي اين گروه در مقياس اروپائي آمريكائي ، در حد قابل اعتنائي نيست ! حال آنكه اگر در جايگاه خود قرار بگيرد، يعني يك گروه آماتور علاقمند ايراني، كه در حال تجربه است ، و نيز مخاطبان خود را باز شناسد و بداند كه با كه و براي كه ميگويد و مي نوازد ! آنوقت ، چه بسا كه بجاي گريختن از فرهنگ مادر ، با شناسنامه خودش ، بتواند جايگاهي در خور را از آن خود كند ! جايگاهي كه كه موقتي نباشد و براي باقي ماندن در آن فقط به موسيقي تكيه كند و نه مقولات غير موسيقائي نظير ، راك زير زميني و انتشار رايگان آثار ش در اينتر نت !

خارج خواني ، چه در كارهاي زير زميني و چه روي زميني ، امري پذيرفتني نيست ! و در درويش ، خواننده در جاهائي خارج مي خواند !

درك اين نكته نبايد زياد دشوار باشد كه ، موزيك راك ايراني بهمان دليلي كه سازهاي خاص و سازهاي موسيقي راك مي خواهد ، به كلامي و شعري نيز نيازمند است كه با گوهر اين موسيقي ، همخواني داشته باشد ، چه از نظر فرم و جه از لحاظ معنا !! اتفاقي نيست كه غول هاي نوع موسيقي در غرب براي آهنگ هايشان ، از شهر هاي اليوت ، ييتس ، گوته، همر يا شيللر ،استفاده نمي كنند !!

و اما حرف آخر من با عزيزان اوهام در چرائي پرداختن به آنها و كارهاشان را در يادداشت بعدي خواهم آورد !

/ 1 نظر / 11 بازدید
sadjad

من از درويش يک چيز فهميدن و آن اين بود: عده ای جوان دور هم جمع شده بوند که نه می خواستند حرفی بزنند و نه اصلا حرفی برای گفتن داشتند!‌ فقط درحد سر گرمی يک شعر و يک آوازو يک ريتم روی هم ميکس شده بود! فکر کنم شما خيلی موضوع را جدی گرفتيد اين هنرمندانی!!!! که من ديدم اصلا جدی نبودند!!