پاسخي كوتاه به پرسشي تكراري !!!

نويسنده: sadjad
پنجشنبه، 22 آبان 1382، ساعت 15:46

سلام . من هميشه وقتی نوشته های شما را می خونم چند سئوال برام پيش می آد. ۱.شمادر قطعات موسيقی ايرانی .نمونه ای هست که بپسنديد؟(مثلا ساخته های پايور.عليزاده.مشکاتيان.دهلوی.... تا حالا پيش شده يکيش بی نقص به نظر شما بياد؟)‌ اگر جواب مثبت هست لطفا بگيد چه قطعه يا قطعاتی بوده.(اين رو به اين خاطر می پرسم که هيچ وقت نديدم از آهنگ مشخصی تعريف کنيد و از آثار معروف موسيقی ايرانی مث ترکمن و... انقاد کرديد{که البته به نظر من منطقی بود}. اگر جواب منفی است لطفا بگيد چرا عضو گروه چاووش شديد و به موسيقی ايرانی پرداختيد؟اگر جواب دقيقی به اين سئوالات بديد من (و احتمالا خيلی از دوستان)خوشحال خواهيم شد.


..............................................
سجاد عزيز ! معلوم است كه من بسياري از قطعات موسيقي ايراني را مي پسندم و گوش مي دهم و لذت فراوان نيز از آنها مي برم ! ولي نكته اي كليدي را نيز نبايد از نظر دور داشت ! پسند و سليقه چيزي ست و ارزيابي و تحليل چيز ديگري ! اينكه من پاره اي تكرارها و بريده بريده نوازي ها را در ساز آقاي عليزاده تشخيص مي دهم و آن را مطرح مي كنم و مثلا ضرورت و يا عدم ضرورت اينگونه نواختن را ياد آوري مي كنم ،مطلقا و مطلقا به معناي آن نيست كه من همان ساز و همان قطعه را گوش نميدهم و از آن لذت نمي برم !!
مرا از مناقشه در باب اين مثال معاف داريد ، فقط،
به شراب شناسي فكر كنيد كه شرابي خوش و گيرا را در دهان مي گرداند و مشخصات آن را ميگويد و نظري نيز براي بهتر شدن آن ميدهد و از اين رهگذر در پي رسيده و پرورده كردن ذائقه شنوندگان و نوشندگان ديگر است ،..آيا كل اين ماجرا مغايرتي دارد با آنكه او همان شراب را بنوشد و از آن حظي ببرد ؟؟؟
و به همين قياس.. عطر شناس خبره اي كه عطرها را مي بويد و نوآنس ها ي آنان را در قالب كلمات مي ريزد و چه بسا براي خلق عطر خوش ديگري ، ايده اي و نظري به سازندگان مي دهد ! چه بساو باشد كه او خود را به همان بوي خوش بيارايد و اوقات به همان رايحه خوش تر كند !!
و موسيقي كه شراب روح است و مشام جان مي نوازد ،چه از اين هردو كم دارد ؟ و مرا هم از سر لطف ، كسي بگيريد و در نظر آوريد كه بدنبال رسيدن به جمال مطلق و مطلق جمال ، آنچه در مي يابد با ديگران در ميان مي نهد ! به اميد آنكه كارها پيراسته تر شوند و پالوده تر ....
نكته اي هم اما در حرفه ،.....
كار منقد در كنار بسياري كارهاي ديگر ، عمدتا نه گفتن است به آنچه هست ، و آفريدن اميد امكان شدن آنچه در فرداي جامعه شايد و بايد كه بيايد ! تا در حد همت و بضاعت خود نگذارد كه در به همان پاشنه تكرار بگردد و جامعه رو به ديروز خود كند !!
چنين باد !

/ 1 نظر / 8 بازدید
sadjad

از جوابتان بسيار خوشحال شدم. خيلی متشکرم.