اندر قضايای وفا کردن و ملامت کشيدن و سخط شنيدن !

آن بخش اول که از پی اين مدخل کوتاه می آيد،  يادداشت های دوست ناديده ای ست که از سر رنجش ...علاقه ...عصبانيت ...نصيحت و يا هر انگيزه ديگری خطاب به من نوشته است و آنهم  بقول خودش در پستوی وبلاگ بنده ! و از آنجا که امر به پاسخگوئی فرموده ...اطاعت می کنم و تا بدانيم و بدانيد ...کدام جواب ناظر به کدام پرسش است ..اصل مطالب ايشان را می آورم .

اما......

آنچه که مرا به شرکت و ادامه اين داد و ستد قلمی بر انگيخت، نه محتوای رقيق مطلب و مدعای يادداشت  حضرت  ۸۵۴۱ ...بلکه  لحن پرخاشگرانه .. هماورد طلبانه  و علامه وار ايشان است که در نگاهی آسيب شناسانه به  حوزه تبادلات و نحوه  گفتگو و حتی نوشتن  در زمينه  موسيقی ايران ،  خود عين درد  و نمونه بارز وضعيت  مغشوش، نا بهنجار ، ناخوشايند  و بشدت هيستريک ديالوگ و ايجاد  ارتباط در زمينه مو سيقی ايرانی ست ! 

 با خواندن ياد داشت زير در کنار آشکار شدن  ابعاد غم انگيز ماجرا ... ضرورت مبرم  و انکار ناپذير  پرداختن به اين مشکل و تلاش در حل و رفع آن نيز روشن می شود .

و تازه  می توان گمانه زنی کرد که  نويسنده يادداشت خود با موسيقی نه تنها بيگانه نيست  بلکه در حد در خور ی  آن را می شناسد (( نوازندگی يا تحقيق شايد ))  و احتمالا  از آن جمله دست اندر کارانی ست که دل مشغول مشکلات اين موسيقی دارد و دغدغه آينده اين رشته از هنر ايرانی را !

باری ..پيش از هر چيز ابتدا  ياددا شت آقای ۸۵۴۱ را با هم بخوانيم که سرخ است صريح  و در جای جای آن نظرات من که سياه است و با مرکب مدارا و آشتی نوشته شده است .

 

حضرت عرفان دامت برکاته: اول يه گوشه رو مثلا روح الارواح رو (که واجد تعداد زيادی از مينيياتور های موسيقی رديفه)خوب بررسی کن .ببين از لحاظ زمان بندی چه خصوصياتی داره؟گردش ملودی چه جوريه؟شدت وضعف نواخت ها (در ساز)و تحريرها (درآواز)چگونه در القای معانی جملات موثره؟و.... ده ها مورد ديگه که حوصله ندارم توضيح بدم.اگه تونستی از دريای وسيع يک گوشه زنده و دست پر برگردی ا.نوقت برو ببين بين گوشه ها چه روابط و چه اشتراکاتی وجود داره. حرفامو بدل نگير اضهال ميگيري.حضرت عرفان عرفان مطلق.مطلق عرفان.مطلق.مطلقا ممنوع ....آب مطلق آب مضاف. آب کر ........

از گرفتاری های اين موسيقی يکی هم اين است که دوستداران و فدائی های آن ( زير تاثير گفتمان مسلط اين سالها ) بطرز غريبی بدنال  ايده آليزه کردن آن هستند / چنانکه اگر هراس از جوابگوئی به ديگران نمی بود چه بسا که  اين موسيقی  را مظهر و منشا همه انواع موسيقی در جهان می خواندند و به آن کرامات و معجزات نسبت می دادند . و البته  در اين ميان روحيه افراط گرا و طبع  اغراق پسند ايرانی از جمله عوامل موثر اند.

دوباره متن دوستمان را بخوانيد /دوست علاقمند ديگری را به مو شکافی و ذره يابی  درگوشه ای خاص امر می کند و پيشاپيش به او ديکته می کند که هم از همان ابتدا چه و چها را بايد بيابی و به عبارت ديگر  بايد همان کشف و پنداشت های مرا از اين گوشه دريا وار  دريابی و تازه اگر چنين شد و طبق دستور عمل کردی و از اين آزمون سترگ ( که چه بسا به قيمت جان تو و يا به همان استعاره که خود ايشان فرموده اند  به بهای جان جان تو تمام شود )  زنده !!!!! و سرافراز بيرون آمدی !! تازه آنوقت اجازه داری که به سراغ کار و تحقيق در زمينه اشتراکات گوشه ها  بروی ؟؟؟؟؟!!!!  

و معلوم نيست اين گوشه چرا دريا وار است و اساسا به بزرگی دريا بودن يک گوشه چه امتيازی شمرده می شود و اگر هم غرض امکانات بيشمار اين گوشه است برای صيد مرواريد های معنائی و معنوی ...که باز هم اغراق و غلو  کليشه ای ست که نه تنها در انشاهای دبيرستانی /بلکه در موطن اصلی خود يعنی شعر سبک هندی و منشات قائم مقام و تحريرات ديوانی قاجاريه و صفويه هم خنک است و بدرد ترساندن و مرعوب کردن خوانندگان می آيد .و پس يعنی که هيچ .....يعنی که ما در اين ميانه واقعا نه با عرفان کاری داريم و نه با گوشه روح الارواح ..بلکه اگر پاراگراف بالا را به زبان ساده ترجمه کنيم می شود چيزی در اين حد و حدود ...آقای عرفان بی اطلاع ..موسيقی ايرانی ملک خانوادگی ۸۵۴۱ است و ظرايفی دارد که تو و جد و آبادت هم از آن سر در نمی آوری و لکن من از آن بسيار فراوان زياد سر در می آورم و در اين دانائی و کشف و شهود خود به مقامی رسيده ام که مپرس و جون خيلی هم دانشمند هستم / تو را و بزرگتر از تو را هم نرسد و لايق آن نباشيد که من روشنتان کنم و خيلی هم بيحوصله هستم و اصلا حيف من که دارم با شما می نويسم و!!!!...و ...و ...ديگر اينکه خودت را خسته نکن و ((ارنی ))نگفته بگذر وگرنه جواب لن ترانی !! دريافت خواهی کرد !! و در آخر هم عرفان هيچمدان !!! را از عاقبت پرداختن به اين مقولات می ترساند که   مبتلا به فلان بيماری ميشوی ....که ظاهرا بايد معطوف به تجربه شخصی ۸۵۴۱ بوده باشد !!!!! و حالا گناه اين عرفان خان چه بوده ؟؟؟؟ اين که بدون اجازه وارد حوزه ای شده که برای ورود به آن بايد از ۸۵۴۱ و دوستان ايشان اجازه و رواديد گرفت !!! وارد بحثی شده که قرار نيست هر کسی همينطور سرش را پائين بيندازد و وارد آن شود ....بحثی که موقوف ۸... است و دوستانشان !!! مطلبی که .فقط حضرت ۸۵۴۱ رخصت افاضات در آن را دارند آن هم با کنار هم قرار دادن کلمات و مفاهيمی که در باره تک تک آنها بايد نشست و حرف زد  ...مثلا  مينياتور های موسيقی رديف چه اند و کجايند و چه شکلی دارند ؟گردش ملودی چه جوريه !!!! واقعا يعنی چه و واقعا چه جوريه ؟؟ آن شدت و ضعف نواخت ها که می فرمايند در القای کدام معانی در کدام شعر منظور است ؟؟؟ و آن دهها ؟؟؟؟؟!!! مورد ديگر که ايشان حوصله ندارند آنها را توضيح دهند کدامند ؟؟؟؟

نه....نه دوست عزيز !!! دوره اين گفتن ها و رفتن ها دير زمانی ست که به سر آمده ...اين نسل و اين مردم ديگر  نسل پيش نيستند که با کلی گوئی های اديبانه و نقل قول های غريب و عجيب و بردن نامهای بزرگ دهانشان بسته شود !!! نوشته شما مرا به ياد بحث های زمان انقلاب انداخت که در خلال آنها جماعتی با نقل قول های نيست در جهان و گقتآورد های لازم !!! از مارکس و انگلس و ....جماعت شنونده و طرف بحث را لال می کردند و هيچ کس هم نبود که از آنها آدرس نقل قول شان را بپرسد !!!!

۸۵۴۱ عزيز ...اين گوی واين ميدان ...لطفا عصبانی نشويد و بد و سخط نگوئيد ...مدعای خود به برهان قوی کنيد و نادانی و بی اطلاعی ما را مستند سازيد ...هر چند که منظور و مقصد ما و شما نبايد که چنين چيزها باشد ...اما چکنم که خود از اينگونه خواسته ايد و اين شيوه را به ما تحميل کرده ايد 

باری منتظر دريا پيمائی و گوهر يابی شمائيم ....

اين از اين ...و اما... 

   آقای محمدآقا:خوش داشتم انتقادهايی که از من کردي رو تو صفحه اصلی ببينم نه تو پستوی وبلاگت!!تو صفحه اصلی اونقدر متين!تو پستو اما... ۱ـاز شما بعيده با لغت عرشی عشق اينقدر ور بری و هی بکارش ببری.متاسفانه اين لغت که در تمام سخنان پيامبرو ائمه شايد ده بار هم بکار نرفته امروزه نقل و نبات دهانهاست ودر باره هر محبتی به کار ميره. پس اينقدر اين کلمه رو راحت به کار نبر که :علت عاشق زعلتها جداست/عشق اسطرلاب اسرار خداست

و اين موعظه شما هم مرا به ياد داستان موسی و شبان می اندازد .مسبوق که هستيد ؟اين کلمه و کلمات ديگر را عرشيان در اختيار ما فرشيان قرار داده اند تا نردبام آسمان کنيم و ز بالا شويم و بالا رويم !! و حالا شما ما را ( يعنی مخاطبان حضرت دوست را ) از بکار بردن اين کلمه بر حذر می داريد؟ !! ياللعجب !!! و ديگر اينکه اگر پيامبر و ائمه اين کلمه کم و بسيار کم بکار برده اند / مرا و حتما شما را نرسد که دليل آن به حدس و گمان بيابيم و آن را چماق کنيم و بر سر و مغز عشق گويان روزگار فرود آوريم در اين مورد به اشاره ای بس می کنم که گفت   کار نيکان را قياس از خود مگير..گرچه باشد در نوشتن شير شير....و تا جانب انصاف از دست نگذاشته باشم ،بگويم که اين غيرت و ترديد شما و بسياری را درک می کنم و اشاره می کنم که ..بايد  به چرائی اين مطلب انديشيد که از چه رو و چراست که برای نخستين بار در تاريخ فرهنگ ايران زمين ( سر مگو) ی  دو بخش از اين فرهنگ در عيان و حلوت آورده اند و عموم بر آن دست يافته اند و بزرگان اين دو زمينه همگان را بار عام داده اند ...عرفان ايرانی و موسيقی ايرانی !! اين هردو مطلقا در هيچ دوره تاريخی اينگونه در دسترس فهم و دريافت مردمان از هر صنف و سنخی نبوده اند !!!  و اينکه چراست و از چه روست ؟  بيش از عصبيت و عصبانيت ،غور ميخواهد در  پيچيدگی های روزگار و غوص  دردريای گمکرانه عرفان ايرانی !   

 ۲-موسيقی ما از همان زمان دچار اضمحلال شد که نقد به معنای امروزی( يا به قول شما خوب و بد کردن) رواج پيدا کرد.خودت بگو.طی سی چهل سال اخير که بازار نقد رونق گرفته و هر بيسوادی جرات سر کشی تو هر زمينه ای رو به خودش می ده آيا ما حتی يک نظرعلی محجوبی حتی يک اسپندار حتی يک اقبال آذر تربيت کرده ايم؟منطقی باش و خوب فکر کن.

بچشم ...منطقی خواهم بود و خوب فکر خواهم کرد ولی هرچه خوبتر فکر می کنم و منطقی تر می انديشم رابطه روشنی بين (ادله اثبات دعوی) شما و مورد دعوی نمی يابم ...مثلا اينکه بنا بر برهان خلف استدلال شما ما بايد بپذيريم که" اگر هر بيسوادی هر چه که می خواست نمی کرد و کسی نقدی نمی نوشت /امروز ما چندين اقبال آذر و نظرعلی محجوبی می داشتيم !!! که سستی تعليل شما اظهرمن الشمس است .

و ديگر اينکه آن رونق بازار نقد و نقد نويسی مورد اشاره شما کجا و کی بوده که ما نديده ايم ؟ اگر بيآد دآشته باشيد دعوا بر سر غيبت نقد سالم و منقد ورزيده بود ! و اساسا چه کسی جرات ادعای اين را دارد که موسيقی ما دچار اضمحلال شده؟ اضمحلال کلمه مشخصی ست با معنای مشخصی .

و از اسباب و لوازم نوشتن و درست نوشتن بکارگيری کلمه است در موضعی که دلالت معنائی دقيق و درست داشته باشد.موسيقی ما هربلائی که بر سرش آمده باشد هنوز مضمحل نشده است ! و...و...پس منطقی باشيد و درست فکر کنيد ! 

آقای محمدآقا:من منکر اين نيستم که تفکر و سنجش موجب ارتقای هنر می شه ولی اين تفکر بايد درونی باشه نه جنجالی و بيرونی .در گذشته نقد به معنای امروزی وجود نداشت ولی اگه می رفتی تربت جام سراغ بهترين دوتار نواز منطقه رو مي گرفتی همه آدرس نظرمحمد سليمانی رو بهت می دادن.مرجع مشخص بود اما الان چی .مثلا مرجع قابل اعتماد آواز ما بين معاصرين کيه؟شجريان؟ناظری؟صديف؟يا شايد هم افتخاری؟؟!! جز نظر محمد چند استاد ديگر هم در منطقه بودند اما هيچ احتياجی به نقادی نبود ساز نظر محمد نقدی بود به ساز همه اون اساتيد.هر وقت به حد نظرمحمد می رسيدن(که هيچ کدوم هم نرسيدن)اونوقت ساز ديگران و حتی نظرمحمدرو نقد می کردن البته با ساز!نقادی جز ضعف و کدورت چی به ما داده؟چی؟

الله الله از اين ديد مدرسی و بسته که داريد. که انجام امور جهان را خودبخودی می پنداريد و آه آه از اين همه قدری بودن ! بنا به استدلال و تعريف شما / همه چيز را بايد بحال خود گذاشت تا مسير مقدر اش را خودبخود طی کند و آدمی ( خليفه ) کارش اين است که گوشه تماشا را اشغال کند و به انتظار شدن  و چرخيدن امور آنهم بر وفق مراد و منظور  بنشيندودست روی دست بگذارد !

ظاهرا در قاموس شما آدميزاد نه برای چرخانيدن امور /بلکه برای چرخيده شدن و چرخانيده شدن در آسيای امور جهان پا به هستی نهاده است !! و البته از چنين نگاهی جز اين هم انتظاری نيست که در حوزه موسيقی و آواز هم حتی بدنبال مرجع و مرجعيت بگردد. تازه در همان امور که مرجعيت جزوی و جزئی از آن است مگر مراجع نداريم ؟ مگر مردم مقايسه نمی کنند و نمی سنجند و سپس مرجع تقليد شان را انتخاب نمی کنند؟

قربان حسن نيتت بروم .  نقد ساز با ساز ديگر چه صيغه ايست ؟ مطمئن ايد که روايت های گوناگون و پيشی و پسی در موسيقی را با نقد موسيقی يکی نگرفته ايد ؟ 

بگذاريد طور ديگر بگويم ..آنها که آدرس خانه نظر محمد را به طالب شنيدن بهترين ساز ميدادند بر چه اساس چنين داوری می کردند ؟ و آيا آن که می پرسيد برده بی اختيار امر و فرمان و سليقه آدرس دهندگان بود يا چون و چرا هم می کرد ؟ و اگر چون و چرا می کرد /آدرس دهندگان و نظر محمد دوستان به  ترفند چه نشانه ها و مولفه ها و يا استدلالی او را به برتری نظر محمد مجاب می کردند ؟؟؟ خب همه اينها همان نقد است و نقد بوده است ..گيرم شفاهی و بين خاص الخواص و اصلا همين که خودت ميگوئی و بر آن پا می فشاری که نطر محمد بهتر است و کسی به گرد او نمی رسيد و نرسيد ...مگر جز نقد است ؟ و اگر از شما بپرسند که چرا ؟ آنچه که به پاسخ خواهيد گفت /مگر چيزی جز نقد است ؟

و در آخر اينکه کدورت ناشی از نقد / گرد و غبار خودبينی وخودپسندی زخم خورده است ..کدورتی که از پی شنيدن نقد سالم و بينظر ايجاد شود / گرد برخاسته از غبار شدن اوصاف دروغينی ست که ما /همه ما به تعارف بر خود بسته ايم و بر اسب چوبين می تازيم و کشتی به خشکی می رانيم وگرنه که ..خويش را صافی کن از اوصاف خويش //تا ببينی ذات پاک صاف خويش!

-لطفی اگه نقد امروزی رو قبول داره چرا خودش نمی نويسه؟چرا کار رو به شما پاس می ده؟ لطفی به هر نشريه ای نقد بده باسر چاپ می کنن. ايشان که خوب فهميده اند طی ۱۰۰ سال اخير چه لطمه جبران ناپذيری به فرهنگ ما خورده و تقريبا کار از کار گذشته ديگر حتی کاری منتشر نمی کنند چه برسد به اينکه بنشينند نقد بنويسند.استاد گوشه خلوت و لذت هم آغوشی با ساز رو ترجيح داده به هياهوی جلوت و ارائه کاری که معلوم نيست آيا بتونه تاثيری هر چند کوچک رو روی وانفسای موسيقی زمانه ما بذاره يانه. ۴-آقای محمد آقا:مايلم در مطالب آتی که می نويسی با تعريفی که از نوانس در ذهن داری آشنا بشم.البته اميدوارم بدونی و حتما می دونی که مقوله نوانس در موسيقی ايرانی معنايی کاملا متفاوت داره از تعريفی که در موسيقی غرب از نوانس ارائه ميشه.

منتظرم تعريفت رو ازنوانس(در موسيقی ايرانی و بخصوص رديف)بدونم تا بعد نتيجه بگيريم که ساز شهنازی نوانس داره يانه ۵-اولا من حرف از هنر سنتی زدم نه ساز سنتی!! ثانيا بعيده که شما منکر اين باشيد که هنر سنتی فاقد خصوصيت های متافيزيکی اينچنينی باشد.و زاييده سبک گفتمان قديم يا ذوق فروشی افراد .ما در هنر نستعليق عناصری داريم با نام شان و صفا که کاملا جنبه عملی دارند و قابل ظهور در خط هستند. بی گمان مقامهای حقيقی اهل حق رو نشنيدی واز تا ثيرات عجيبش بی خبری.ميدونم موسيقی ذکر سيستان -موسيقی ودايي هند رو هم نشنيدی مگر نه اين حرفارو نمی زدی.حوصله توضيح دادن در موردشون ندارم ضمنا ادای بابابزرگها رو هم خوب در نمياری.

 

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
aref

سلام وبلاگ خوبی داری مطالبت هم خودنی و زيبا ست من که لذت بردم به من هم سر بزن برای تبادل لينک آماده ام

سجاد

AHSANT....

aref

سلام از اينکه به من سر زدی خوشحال شدم که وقت گذاشتی و نظرت رو دادی ممنونم اما در مورد استاد لطفی بايد بگم همچنان معتقدم که ايشان نه تنها در مورد سه تار بلکه تار را هم بسيار بالا کوک ميکند تا اينکه اين مسئله را ميتوان در اکثريت کارهای ايشان مشاهده کرد البته به جز چند کار خاص ....با تمام اينها در مورد بيشتر ميتوانيم با هم صحبت کنيم شايد که حرف شما منطقی تر باشد اگه مايل بوديد يکی از کارهای لطفی رو که به نظر شما بسيار پايين کوک شده رو معرفی کنيد با تشکر از شما دوستار هنر عارف

Bijan

Drood bar shoma jenabe "mohamad" khaane khosh ghalam va khosh gofta. man modatist ke mataalebe weblog-et ro va bahshaaye marboote ra donbaal mikonam. webloge khob va por baari ro daari. va afarin bar shoma ke inchenin baa hoseleh va sabooaneh in dado setad ghalami ro donbal mikoni. neveshtehayat jaleb, khandani va ta-amol bar angizand. omidvaram ba hamin poshtekar karat ra donbal koni va movafagh bashi. chand khati, agar forsat bood, baraaye man emai kon, az ahvalatat va safare Iran va kaarhayi ke dar nazar dashti anjam bedahi ... ba poozesh az inke keyborde marboote raa be hroof farsi mozayan nakarde boodam va majboor be neveshtane baa horoofe engelizi shodam. roozegar bekam, bijan v

aref

سلام خيلی خوشحالم که دارم با کسی تبادل نظر ميکنم که در سطح بالايی موسيقی رو درک کرده حتما نواری رو که معرفی کرديد گوش ميدم و به قول شما شايد مشکل از کپی های دوم وسوم باشد .پس از گوش کردن نوار به شما خبر ميدم باز هم به من سر بزن نظر بده و من رو راهنمايی کنيد.راستی هر چی تو تهران گشتم نوار رمز عشق استاد رو پيدا نکردم اين نوار رو کجا ميتونم پيدا کنم.دوستار هنر عارف

aref

سلام. خيلی خوشحالم که همچنان به من سر ميزنی و من رو اهنمايی ميکني.در مورد آهنگ شب نورد بايد بگم که من هم با شما هم عقيده بودم اما در يکی از بزرگترين سايتهای موسيقی سنتی ديدم که نوشته بود آهنگ اين اثر از عليزاده است و من هم به همين اکتفا کردم که چنين سايتی هيچ گاه اشتباه نمکنه!!!!!!!!! با این که میدونستم این اثر استاد لطفی هست.در مورد آهنگ زمینه نوازندش اقای مسعود شعاری هستند که الحق چه زیباست .در مورد همون بحث قبلی مون هم در باره سه تار استاد لطفی من کاملا متقاعد شدم اما در مورد تار ایشان نمیدونم چی بگم.باز هم به من سر بزن .راستی چرا آپدیت نمی کنی <><><><><><><>دوستار هنر عارف

aref

www.persianartmusic.com آدرس همون سایته

احسان

درود ، به وبلاگ ترانه ي نوين هم سري بزنين ، بدرود .

عرفان

سال نو شما هم مبارکه یا نه؟! نمی خوای تحویل بگیری استاد! قربان شما