حق خون

پس از فرو ريختن و يا بقولي فرو ريزاندن ((ديوار معروف برلين))، دولت آلمان دست بكار باز گرداندن آن گروه از آلماني هايي شد كه پس از شكست اين كشور در جنگ دوم جهاني، به فرمان استالين و بزور از مناطق زندگي خود به داخل شوروي و بعضا به سيبري كوچانده شده بودند! در ميان باز گردانده شده ها و باز آمده ها بودند و هستند كساني كه در شوروي سابق بدنيا آمده اند و ‌آلمان و آلماني بودن ، تنها در خاطرات و قصه هاي پدر بزرگ و مادر بزرگهاو يا مادر و پدر هاشان ،بگوششان خورده بوده است !! بسياري از آنان يا آلماني نميدانند و اين زبان را غلط و شكسته بسته صحبت ميكنند ! اين گروه هم اكنون در آلمان هستند ....بعضا بيگانه با راه و روش و نحوه زندگي آلمانها!! در كنار اين گروه اما مهاجراني در كشور آلمان زندگي ميكنند كه پس از سالها (( در مواردي بيش از ۲۰ يا ۲۵ سال))،آموزش و درس خواندن و كار كردن ، طيفي را مركب از كارگر ساده نيمه ماهر تا..پزشك متخصص و مهندس و كارمند ،تشكيل ميدهند!! و فرزندان اين گروه باصطلاح ((‌خـــــــــــــــارجي ها)) نه تنها در آلمان بدنيا آمده اند بلكه در مواردي آلماني تر از آلماني ها شده اند و هستند !..........تا اينجا ي موضوع نكته خاصي وجود ندارد !! نكته خاص و مطلب اصلي ما اما در اين است كه.....مطابق قوانين آلمان ،گروه نخست (( برگشتي هاي پس از حدود ۵۰ سال)) داراي همه گونه حقي هستند و اساسا ،يك فرد آلماني محسوب ميشوند ،با تمام حق و حقوق مربوطه !! گروه دوم اما......يعني خارجيان مهاجر و فرزندانشان،...نه تنها آلماني به حساب نمي آيند بلكه كوچكترين مزيتي نيز نسبت به كسي كه چند ساعت است وارد خاك آلمان شده است ،ندارند!!!
و اين همان است كه ما آن را (( حــــــــــق خـــــــــــون )) ميناميم !! انگار چون خون ژرمن در رگهاي اين آلمانيهاي بازگشته جريان دارد،آنها چيزي فراتر و مهمتر و انسان تر و ... تر ،از خارجيهايي هستند كه در مواردي از خود آلمانيها ،آلماني تر هستند و شده اند!!
و اين نيست مگر باقيمانده ي طرز تفكري نژاد پرستانه و شيوه انديشيدني، قبيله اي ،عشيره اي ،كه (( حق )) را در درجه نخست متعلق به منسوبين و ((همخون)) ها،ميداند !!!!
با اين تفاصيل ، پيدا كنيد رابطه بين به ميدان فرستادن و تحميل فرزندان به جامعه فرهنگي ايران ،توسط بعضي از هنرمندان، و حق خون كذائي آلمانيها ، را !! نبايد زياد دشوار باشد !

/ 8 نظر / 7 بازدید
Azar

salam,kheili kheili jaleb boud!ya hagh

Azar

salam :))kheili bamazzeh bad bardasht mikonid!manzoure dionysus shoma naboudid!manzooresh kesani boud ke man ro aziat mikardan va dar moredeneshoun neveshteh boudam!!!!ya hagh

ديونسيوس

با سلام .(از آخر به اول) اولا در ارتباط با نام کتاب مربوطه ٬ چون از ترجمه رويا منجم استفاده کردم خواستم به رسم امانتداری نامی که ايشان گذلرده اند بنويسم . اين هم توضيح از زبان خودشان :‌از آنجا که واژهWill علاوه بر اراده٬خواست نيز معنا ميدهد٬واژه اخير را نيز به عنوان کتاب افزوديم٬زيرا همان طور که خوانده توجه خواهد کرد٬در جاهايي حتی بيشتر به معنای اخير به کار ميرود تا اراده.

ديونسيوس

و اما در مورد جمله جالب شما :‌"نميدانم از روی كدام قرينه ـ؟!!!!دريافنه ايد كه آن قضاوت كذائي در مورد حرف هاي آن دوستتان سطحي و از روي بي انصافي بوده است !!! "... اگر قضاوت كذائي بود پس سوال شما بی مورد است به پاسخ خای من به ايشان مراجعه کنيد. من نيز اگر به مجله کارنامه دسترسی پيدا کنم ٬ با کمال ميل نوشته ای را که پيشنهاد کرديد خواهم خواند.در ضمن دوست عزيز ٬ قضاوت ناصحيح يک فرد در موردی خاص را نمی توان برهانی برای سطحی بودن هميشگی او تلقی کرد . من از ميان کل نظرات جناب ميثاق تنها يک مورد را ناشی از شناختی سطحی دانستم. توضيح هم دادم که اصطلاحات يکسان به معانی متفاوتی بکار می روند.

ديونسيوس

ای بابا ! ما رو باش ! گما ن کردم که شما نيز به بحث من و ميثاق اشاره کرده بوديد! ... آخر دوست عزيز ٬ زين پس لطف کرده بگوييد مشخصا در مورد کدام دوست حرف می زنيد ! ... خوب ٬ فکر می کنم پيام دوست خوبم ٬ آذر ُ٬ پاسخ درشتی های بی مورتان بوده باشد. نکته جالب اينجا بود که شما مرا از قضاوت زود برحذر می داريد و اما خود...... !

ديونسيوس

راستی اگر خواندن تفسير های اينجانب برايتان خوش آيند نيست . می توانيد به کتابهای نيچه مراجعه کنيد چون من قصد بازنويسی صرف کتابهای ايشان را ندارم.(حتی گاه می انديشم که زياد به نقل قول کردن پرداخته ام)

مرید

بار خدايا٬از توکل به اسباب و وسايل دنيوی٬ و دلبستگی به هوی و هوسها و عادتهای نفسانی و از شر تمام نا روا ها در کليه احوال ٬ به تو پناه مي برم