روشنا ( ۳ )

و از اين روي است كه من ، هم اكنون تاباندن نور به جغرافياي موسيقي ايراني و نخست موضع شناسي و شناخت جايگاه هر هنرمند را نه تنها ضرورتي عاجل مي بينم ، بلكه معتقدم اين روشنگري و هويت شناسي بايد متقدم بر هر نوع نقد نويسي و تحليل نگاري انجام شود!!
و صد البته دركنار آن ، ترويج اخلاق نقد پذيري و تلاش در پديد آوردن نوعي رابطه زنده بين هنرمند و مخاطب !!
بايد بدانيم و روشن كنيم كه كيانيم و در چه كاريم و كجا ايستاده ايم ؟ از اين شفاف شدن كسان و موقعيت هاشان ضرورتي مبرم تر ندارد اين موسيقي! نخست بايد ببينيم..و آنگاه......

موسيقي ما به نحوي مبرم به اين هردو نيازمند است! آنچه هم اكنون در اين عرصه ميگذرد ، روابطي ست گرته برداري شده و بر گرفته از نوعي روابط عشيره اي قبيله اي ست، چنانكه كوچكترين ايراد و يا پرسش از رئيس قبيله اي ((‌تو بخوان خواننده اي ....آهنگسازي ...نوازنده اي ...)) بر آشفتن تمامي مريدان او و هم مضرابان و شاگردان و خويش و قوم ها و تهيه كننده گان را بدنبال دارد !!!كافيست خطر كنيد و كلامي در مورد شيوه نوازندگي دف بيژن كامكار و يا سنتور نوازي اردوان كامكار ويا نظري گوچك در مورد تار نوازي و آهنگسازي آقاي عليزاده .و يا .... بر زبان آوريد ! ديگر كارتان و ادامه كارتان با خداست ......نا چيز ترين اتهامات ، ناداني و نابلدي و عقده اي بودن و است تا چيزهائي در حدود بيمار رواني بودن و حسود بودن و ضرورت تبعيد شدن به اسفل السافلين!! ميگوئيد نه !! امتحان كنيد .....و اينهمه نيست مگر فقدان روحيه نقد پذيري و بر قرار بودن نوعي روابط ايلي ، گروهي قبيله اي بر موسيقي ما !!
دريغا ، كه نكته غم انگيز و در عين حال مضحكي در اين ميان وجود دارد ....در همين عرصه و ميدان شما ميتوانيد با اطمينان تمام و با سينه ي جلو داده كار استاد شهناز و بهاري و كسائي را بي ارزش قلمداد كنيد و از سكه بيندازيد ... اعتراضي جدي را در پي نخواهد داشت ......ميتوانيد مضراب به مضراب قطعات لطف ا...مجد را بي ارزش بناميد ، كسي چيزي نخواهد گفت ..فقط مواظب باشيد بر دامن كبرياي (( كيوان ساكت )) گردي ننشانيد كه ديگر كارتان با ....بد و بيراه و هتك حرمت است ....هر چه دلتان ميخواهد در مورد شيوه خوانندگي ظللي و طاهر زاده ..طرهات و لاطائلات ببافيد ، كسي حتي حرفتان را قطع نمي كند ، اما واي بر شما اگر در مورد يكنواختي تحرير هاي آقاي ناظري ، كلمه اي بر زبان آوريد .....بايد با حيثيت و آبرو و احترام خود وداع كنيد ......

و اين ، نيست مگر حكومت و استيلاي نوعي اخلاق قرون وسطائي و فاميلي بر فضاي موسيقي ما و در كنارش ناداني و كمداني و كمبود نقد جاندار و حرفه اي و منقد شجاع و ورزيده و توانا كه حرف خود با استدلال بزند و گرم و جانانه با كارها و آثار بر ايد و آنها را حلاجي كند و در نهايت داوري را به مخاطب واگذارد !!
ضروري تر از همه اينها ، اما ...پديد آمدن روحيه نقد پذيري در هنرمندان ماست ....
نبود اين روحيه خود حاصل تعامل عواملي متعدد و در شرائطي ويژه و يگانه و پيچيده است!
قدر مسلم ...پيشينيان ما چنين نبوده اند و آيندگان ما نيز چنين نخواهند بود ، در اين ميان ، بر ماست و كار نسل ماست كه پهندشت موسيقي زيبا ، نجيب و منحصر بفرد خود را از اين (( نهالك هاي نا خواسته روئيده )) بپيراييم....

/ 3 نظر / 4 بازدید
حبیب

موسیقی ایرانی گرچه لحظات زیبایی می افریند ولی هنوز از روابط مرشدی رنج میبرد

ali

برای حبيب؛ روابط مرشدی در موسيقی ايرانی رنج نيست بلکه خود سبب آفرينش همان لحظات زيبا است. ياعلی

حامد گرجی

نمی دانم چرا فکر می کنيد گذشتگان از هنر مندان کنونی سر هستند. در حالی که همان قديمی ها زمانی معاصر بودند و امثال شما آنها را اصيل نمی دانستند. بيایيد قبل از مرگ ايشان قدرشان را بدانيم.از نظرتان در مورد هنر مند پر کاری مثل ساکت متاسفم.