درامد دوم

سالها پيش ((مرتضي كاخي)) در(( روشن تر از خاموشي)) در مورد ((احمد شاملو)) نوشت

،،شاملو در كار خود ،به چنان مرتبه اي رسيده،و در موقعيتي قرار گرفته ،كه جز خود او،ديگري

را توان ان نيست،كه در عرصه و ميدان ادب و شعر،مواظب و مراقبش باشد و بر كار وي

نظارت كند .اين مهم بر عهده خود اوست. واي بر او. ،، ((نقل به مضمون))

و

اهل موسيقي ايراني را نيز مي توان در دايره شمول اين نكته قرار داد.(بويژه در سالهاي اخير)


با تفاوتي كوچك ،البته.

اگر شاملوي بزرگ،با كار و تلاش،و با خلق و نو اوري ،قدم از پس قدم،اين بز رو شمشيراجين را

تا به قله پيموده بود،اهل موسيقي ما ،يك شبه،موقعيتي استثنائي و يگانه فراچنگ اوردند.

از پس انكه،رقبا و برخي همكاران،به زور سر نيزه ودر هنگامه سوختن تر و خشك،از محل كار

خويش تارانده و بعضا از ملك رانده شدند،بخش بسيار بزرگي از امكانات به مجريان و دست اندر

كاران موسيقي ايراني،اختصاص يافت و صحنه بي رقيب به انان وانهاده شد و مردم و مردمان،

ايشان را به ((بزرگي))رساندند.

/ 2 نظر / 4 بازدید
گلهای رنگارنگ

سلام استاد..من نفهمیدم شما کدام موسيقي منظورتان است اگر چرت و پرت هايي مثل "اوهام" یا "آریان" منظورتان است باز هم ما عقبيم. ولي اگر منظورتان موسيقي ملّی ايران است.بايد بگم که ما 20 سال است که داريم دنده عقب حرکت ميکنيم (هر روز بد تر از ديروز)

محمد

اسماعيل خان عزيز!با درود.منظورم موسيقي ايرانيست.اما از انجا كه سخن گفتن از اين هنر محترم را با ان واژگاني ((كه حتما از سر دلسوزي و نيز عصبانيت نوشته ايد)) ،زياد خوش نميدارم،گفتگو در اين مورد را ميگذارم،،با اجازه شماالبته،، براي((شايد وقتي ديگر))!