بره ي دور مانده از...

در گير كشمكش با خودم بودم كه بالاخره چه كنم؟بنويسم در مورد اوضاع موسيقي در درونمرز ويا در همين حياط خلوت اروپائي بمانم و از احوال موسيقي ايراني در برونمرز بگويم؟
آيا مسائل را كلي و در دورنمائي عمومي بررسي كنم ويا به اجزائ تشكيل دهنده آن مثل خواننده و آهنگساز و نوازنده و كنسرت و نوارو سی دی ....بپردازم؟

در همين گشت و واگشت هاي فكري بودم كه ناگهان شاهد از غيب رسيد!!!! آنهم شاهدي كه بيشتر شبيه تير غيب بود تا شاهد!!
حالا ميگويم كه چه و چگونه. مطابق معمول با اسم و رسم خودم وبه خيال باطل داشتن حقي!!! وارد سايت شدم .صفحه ي سفيد را گرفتم زير باراني از حروف و كلمات .مطلبي نوشتم در مورد سكوت موسيقيدانان در شرائط كنوني و اينكه آيا اين سكوت و خود را به كوچه ي مشهور و به آن راه زدن !آممدوح است و يا منفور؟
اينكه اهل موسيقي ،از آهنگساز و ترانه سراگرفته تا نوازنده و خواننده و تهيه كننده .چشم و گوش بر دور و بر خود بسته اند و دوباره در حال سقوط عنقريب در چاه زنخدان و چاك سينه و پيراهن معشوق هستند ودر هجران يار گريبان ميدرانند واز ري و روم و بغداد ميخوانند ودر جمال گل و سنبل و بلبل ميسرايند!!!آيا اين كار (( همان)) است كه بايد بكنند؟و يا اينكه خير ......باز دوباره دارند به رخوت همان غفلتي مي افتند كه در اين سالها در آن غوطه خورده اند؟
باري..........مطلب به پايان برده و قصد ارسال آن را داشتم كه.....كه تلفن زنگ زد و دوستي به اطلاع رسانيد كه بعله ((حذف شده اي))!!!
-بله؟ حذف شده ام؟ چرا و؟چگونه؟
-چگونگي اش را نمي دانم.همينقدر بدان كه ديگر نيستي !!ناپديد شده اي! از صفحه موسيقي ((حذف شده اي))!
-يعني چه؟ اولا كه اين فعل ،فاعل دلرد و به هيچ روي نمي توان با مجهول كردن فعل،قضايا را به گردن ((دست)) و (( آستين)) انداخت.ثانيا،مگر اينجا اداره بر رسي و بازبيني فلان وزارتخانه است؟حذف يعني چه؟
....................
گوشي را گذاشتم و بقيه ماجرا را الكترونيكي دنبال كردم...........آها..............آها.............خوب ،خوب...............عجب....................بسيار خوب..................باشه .........خب خب............باشه......حالا كه زوره يا..........
ديدم كه بعله.....به مباركي و ميمنت،ما هم((يعني پرشن بلاگ،و به تبع آن گروه موسيقي ))،صاحب مدير گروه شديم ....گيرم مديري كه خودش يك پا،آقا ناظم و مبصر ودفتر دار است......كنترل ميكند.....مواظب است....دستچين ميكند....خوب هايش را سوا ميكندو دست آخر اگر لازم شد ،حذف!!!!!!!هم ميكند...و اگر هم كسي جسارت كرد و چون وچرائي كرد...اخطار مي دهد و در عين حال بزرگواري ميكند و تو گوئي اين فضاي بلاگ ملك طلق اوست .....تعهد ميگيرد و اگر آدم قول بدهد كه بچه خوب و سر بزيري باشد و مشق هايش را تند تند و زياد زياد بنويسد((حالا اگر مهمل هم شد عيبي ندارد مهم آن است كه زياد و زود به زود نوشته شود)) آنوقت ،آدم را مي بخشد و مي گويد ...دفعه آخرت باشد ها.....تكون بخوري حذف ات ميكنم ها......و..........يكي هم نيست به حضرتش بگويد كه آقا جان ،آن خشت بود كه پر توان زد......!!!!!تازه فهميدم كه واويلا.... از اين به بعد بايد به هنگام نوشتن يك جاي حواست هم ، به ،آقا مدير باشد كه نكند مطلب ات را قابل ليست و يا مربوط به موسيقي نداند و حذف اش كند....
نگاهي بيندازيد به پاسخ ايشان به نويسنده بلاگ موسيقي سنتي ايراني!!!!.
هييييييييييييييييهااااااااات!!!!
گناه ،گناه آقا ناظم نيست،كه هركسي ،((بالاي سر ديگران ايستادن )) و قدرت داشتن را خوش مي دارد!
گرفتاري از آن كسان است كه بر بالاي هرم مديريت قصدشان، تربیت افرادی است -برای(( شبان)) شدن و مدد رساندن به اين ((اغنام ا...)) وصغير هاي ذاتي و ابدي است.
تو گوئي مردمان ،خود از تمييز و تشخيص مربوط و نا مربوط بودن يك مطلب ،ناتوانند و به آقا بالا سر وقيم فكري ،نيازمندند؟؟؟!!!
نميدانم قرار است چه آسماني به زمين بيايد،اگر في المثل،كسي مطلبي نيمه موسيقائي را ،ذيل فهرست موسيقي بيابد؟و يا اينكه چه اندازه راه يافتن يك نوشته موسيقائي ،در لابلاي مطالب ادبي سبب از راه بدر شدن ادب دوستان خواهد شد؟!
..............................................................
دريغا....
چون اين بديدم و بخواندم.....ميل و موج نوشتن كه در من بالا گرفته بود ،فرو افتاد ....چرا كه...در خلوت خويش با ((ديگران))ي كه دوستشان ميدارم ،كسي ...حضور يافته بود.......كسي كه هر چند آشناي من نيست ،اما ،بيگانه اش نيز نميدارم و نمي خوانم .....ولي حضور نا خواسته و ناخوانده اش ،آسودگي خلوت مرا با خويش و خويشانم مي آشوبد.
او بر ذهن و دل من و ما دست مي گشايد...و من و ما بي هيچ حفاظي ،مهره ي ((دل)) و ((ميل)) اوئيم.
ايكاش چنين نبود
ايكاش چنين نمي بود
ايكاش....
ايدون مباد
ا

/ 29 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
reza

من هم قبلا از اين ليست حذف شده ام. از نظر اين آقا يا خانم مدير گروه ، تنها کسانی در گروه موسيقی حق حيات دارند که شعرهای داريوش و بقيه را از روی نوار بر روی وبلاگ پياده می کنند و مابقی با بروند جای ديگر. پيشنهاد می کنم در گروه شخصی ثبت نام کنيد . هرچه می خواهد دل تنگت اونجا می تونی بگی

phoenix

از اينکه دوباره می بينمت ، خوشحالم ... بايد نوار مشکی رو اسمت رو تو بلاگم حذف کنم ... يا حق .

negin

از كجا مي آيي؟ از كجا مي آيي كه حضورت اين بوي خنكِ شكوفهُ ليمو را به همراه مي آورد؟ بايد از جايي دور باشي. جايي نزديك آن جا كه آبي روشن است و درخشان. همان جا كه زرد شادمان است و سرخ رسيده. آن جا را مي گويم كه سبز تيره نمي شود و سفيد بي لك مي ماند. آن جا كه گاهي شب مي شود. سياهي مي رسد. مخملين و صاف و يكدست. راستي از كجا مي آيي؟

بانوجون

ديگه سمج نيستم. می خوام روزه سکوت بگيرم. مثل تو . حالم داره به هم می خوره.ببخش.دست خودم نبود..

cracker

وامدار مهرتان خواهم ماند آقا!

مرضيه

مفلسانيم و هوای می و مطرب داريم......آه اگر خرقه ی پشمين به گرو نستانند...........

نابخشوده

سالـــها دفتر ما در گرو صــهــــبا بود ... هر چه كرديم به چشم كرمش زيبا بود

Azar

salam,baba ye khorde aroom!man avvale neveshtam ham goftam az mousighye herfeii sar dar nemiaram amma ba Faryad ertebat bargharar mikonam va faghat hamin baram mohemme!ya hagh

نابخشوده

يک تکه از آسمان آبی ام برای تو ... مهمان شبانه ام!